روی خاک

2010/08/08

یک جور روال زندگی ام ساده سازی شده. نوعی از روزمره گی که هر وقت به اش فکر می کنم چیزی شبیه به یک لیوان آب، وقتی که دستی به اش می خورد و از روی میز می افتد و آن قطرات ریز آب که پخش می شوند همه جا و آن سیال بی رنگ که لیز می خورد و می پیچد و یک جور روان می شود. زندگی ام حتی به انتهای سقوط یک لیوان هم نمی رسد.

.

2 پاسخ به “روی خاک”

  1. لیلا گفت

    بجایش زندگی من وسط بحران است! روزی دو سه تا لیوان و پارچ آب می شکانم.کاش زندگی من هم دچار سادگی بود، تا میشد درونش غرق شد…

  2. علي گفت

    اتفاقاً اينجور كه باشد، ساده كه باشد، كرخت مي شود آدم، همه اش حس مي كند فرسايش را، اين مداوم را، اين همه اش بي پايان را. يكنواختي اگر خوب است، تويش بايد يك ناهماهنگي اي، بي هوايي، اتفاقي باشد، وگرنه كه حوصله سر بر مي شود چند وقت بعدش. 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.